تبليغاتX


به یاد ارباب تشنه لب

به یاد ارباب تشنه لب

    مأخذ کهن تری که در ضمن شرح جریانات عاشورا نامی از حضرت رقیه ( سلام الله علیها )  به میان آمده کتاب مشهور لهوف نوشته محدث و مورخ جلیل القدر آیت الله سید بن طاووس ( متوفی ۶۶۴ هجری قمری ) است که اطلاع و احاطه بسیار او به متون حدیثی و تاریخی اسلام و شیعه ممتاز و چشمگیر است .

بر اساس تحقیق در بعضی از نسخه های این کتاب چنین آمده است : « حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) زمانی که اشعار معروف " یا دهر اف لک من خلیل " را ایراد فرمود و زینب و اهل حرم ( علیهن السلام ) فریاد به گریه و ناله برداشتند حضرت آنان را امر به صبر کرده و فرمود : « یا اختاه ، یا ام کلثوم ، و انت یا زینب ، و انت یا رقیه ، و انت یا فاطمه ، و انت یا رباب انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا »  یعنی : « خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب زمانی که من به قتل رسیدم در مرگم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی ناروا ( که با رضا به قضای الهی ناسازگار است ) بر زبان نرانید» نام حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) در جمله بالا در برخی از نسخه های کامل لهوف ذکر شده است . مطابق این نقل نام حضرت رقیه بر زبان امام حسین ( علیه السلام ) در کربلا جاری شده است .

مؤید این نقل مطلبی است که سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی متوفی ۱۲۹۴ ق در کتاب ینابیع الموده ص ۳۳۳ - ۳۳۵ به نقل از مقتل مسمی به ابو مخنف آورده است . مقتل منسوب به ابو مخنف مطابق نقل قندوزی ( ینابیع الموده ص ۳۴۶ و احقاق الحق ۱۱ / ۶۳۳ ) پس از شرح کیفیت شهادت طفل شش ماهه می گوید : « ثم نادی یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب و یا اهل بیتی علیکن منی السلام » آنگاه فریاد بر آورد « ای ام کلثوم ، ای سکینه ، ای رقیه ، ای عاتکه ، ای زینب ، ای اهل بیت من ، من نیز رفتم ، خداحافظ » .

 از کهن ترین منابعی که نام آن حضرت با لفظ رقیه یاد شده است قصیده سیف بن عمیره نخعی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق و امام موسی کاظم ( علیه السلام ) است .

و عبد کم سیف فتی ابن عمیره                    عبد لعبد عبید حیدر قنبر

و سکینه عنها السکینه فارقت                     لما ابتدیت بفرقه و تغیر

و رقیه رق الحسود لضعفها                        و غدا لیعذرها الذی لم یعذر

 و لام کلثوم یجد جدیدها                            لثم عقیب دموعها لم یکرر

لم انسها و سکینه و رقیه                           یبکینه بتسحر و تزفر (۱)

از این دست شواهد و مدارک درباره وجود شریف آن حضرت و بودن قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر همراه با معجزات و کراماتی از آن مخدره مظلومه بسیار است که به قسمتی از آنها اشاره می کنیم .

ابصار العین فی انصار الحسین ( علیه السلام ) ص ۳۶۸ . کشف الغمه : ج ۲ ص ۲۱۶ . عوالم : جلد امام حسین ( علیه السلام ) ص ۳۳۱ . زندگانی چهارده معصوم ( علیه السلام ) ( عماد زاده ) : ج ۱ ص ۶۳۳ . نفس الهموم : ص ۴۱۴. کتاب المنن ( عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی ) متوفی ۹۷۳ق . معالی السبطین : ج ۲ ص ۱۷۰ . لهوف سید ابن طاووس . احقاق الحق : ج ۱۱ ص ۶۳۳ . مبکی العیون . ستاره درخشان شام : ص ۱۶ . سرگذشت جانسوز حضرت رقیه ( علیه السلام ) ص ۲۷ . الوقایع و الحوادث : ج ۳ ص ۱۹۲ . حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) چاووش کربلا .

سوگنامه آل محمد ( علیهم السلام ) ص ۳۴۱ . ثمرات الحیات : ج ۲ ص ۳۸ . مختصر تاریخ دمشق : ج ۹ ص ۱۷۴ . بحر غرائب : ج ۲ . ریاض القدس : ج ۲ ص ۲۳۷ . زینب ( سلام الله علیها ) فروغ تابان کوثر : ص ۳۷۰ . رقیه ( سلام الله علیها ) ص۳ ۲۶ . انوار الشهاده : ص ۲۴۲ . تحیق درباره اولین اربعین حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) ص ۶۸۵.


۱) دائرة المعارف تشیع : ج ۸ ص ۳۱۳ـ ۳۱۴ . کامل بهائی : ج ۲ ص ۱۷۹. منتخب التواریخ : ص ۳۸۸. دائرة المعارف الاسلامیه الشیعیه : ج ۱ جزء ۲ ص ۲۵ . کتاب المنن ( عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی ) متوفی ۹۷۳ ق .    

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت15:5توسط | |

    

                            الهی طفل بی بابا نباشد

 

مرقد حضرت که داستان شگفتی که آن را در پست قبلی ذکر کردیم در ارتباط با آن رخ داده است سابقه آن دست کم به سیصد و اندی سال پیش از آن تاریخ ( یعنی حدود ۴ قرن و نیم پیش از زمان حاضر ) باز می گردد.

عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری مشهور  به شعرانی ( متوفی به سال ۹۷۳ ق ) در کتاب المنن باب دهم نقل می کند :

" نزدیک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) دختر امام حسین ( علیه السلام ) معروف است . روی سنگی واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته شده است :

هذا البیت بقعه شرفت بآل النبی (صلی الله علیه و آله و سلم ) و بنت الحسین الشهید رقیه ( سلام الله علیها ) "

آیا تاریخ پیش از این زمان ( ۹۷۳ ق ) نیز رد پایی از رقیه ( سلام الله علیها ) نشان می دهد ؟  بلی

مورخ خبیر و ناقد بصیر عماد الدین حسن بن علی بن محمد طبری معاصر خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب کامل بهایی نقل می کند که :

" زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده می دادند که پدر تو به سفر رفتاه است و باز می ا ید تا ایشان را به خانه یزید آوردند . دخترکی بود ۴ ساله . شبی از خواب بیدار شد و گفت : پدر من حسین کجاست ؟ این ساعت او را به خواب دیدم . سخت پریشان بود . زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود از خواب بیدار شد و از ماجرا سوال کرد . خبر بردند که ماجرا چنین است آن لعین در حال گفت بروند سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند . پس آن سر مقدس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند .

پرسید این چیست ؟ گفتند سر پدر توست . آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد . (۱)

علاء الدین طبری این کتاب را در سال ۶۷۵ ق تالیف کرده است و در نگارش آن از منابع با ارزش فراوانی استفاده نموده که متاسفانه اغلب آنها به دست ما نرسیده است . برخی در کشاکش روزگار از بین رفته و برخی دیگر به دست دشمنان اهل بیت طعمه حریق شده است .

مرحوم محدث قمی(۲) می نویسد : کتاب کامل بهایی نوشته عماد الدین طبری کتابی پر فایده است که در سنه ۶۷۵ تمام شده و قریب به ۱۲ سال همت شیخ مصروف به جمع آوری آن بوده اگر چه در اثنای آن چند کتاب دیگر تالیف کرده است . سپس می افزاید از وضع آن کتاب معلوم می شود که نسخ اصول و کتب قدمای اصحاب نزد او موجود بوده است . آنگاه اشاره می کند که یکی از منابع از دست رفته کتاب پر ارج " الحاویه فی مثالب المعاویه " است که تالیف قاسم بن محمد بن احمد مامونی از علمای اهل سنت می باشد و عماد الدین طبری سرگذشت این دختر سه ساله را از آن کتاب نقل کرده است .

بدینگونه سابقه اشاره به ماجرای حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) در تاریخ به حدود هفت قرن و نیم پیش از زمان ما باز می گردد .

آیا باز هم می توان پیش تر رفت و نامی از رقیه به عنوان دختر امام حسین ( علیه السلام ) در اعماق تاریخ سراغ گرفت ؟

پاسخ این سوال را ان شا ء الله در پست بعدی می نویسم

 

اللهم عجل لولیک الفرج


۱- کامل بهائی . ج ۲ ص ۱۷۹.

۲- فواید الرضویه ص ۱۱۱ .

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت14:22توسط | |

               اسناد وجود مقدس و مطهر حضرت رقیه

                                   (سلام الله)      

                       

                                 در قلب تاریخ

 

 

       

 

 

   مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی ( متوفی سال ۱۳۵۲ هجری قمری ) در منتخب التواریخ صفحه ۳۸۸ باب ششم می نویسد :

« عالم جلیل شیخ محمد علی شامی که از جمله علما و محصلین نجف اشرف است به حقیر فرمود : جد مادری من جناب آقای سید ابراهیم دمشقی که نسبتش منتهی می شود به سید مرتضی علم الهدی و سن شریفش از ۹۰ افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند . شبی دختر بزرگ ایشان جناب رقیه بنت الحسین ( علیه السلام ) را در خواب دید که فرمود به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده و بدن من اذیت است بیاید و قبر و لحد من را تعمیر کند . شب دوم دختر دیگر سید باز همین خواب را دید . به پدر گفت : او همچنان ترتیب اثری نداد . شب سوم دختر کوچکتر سید همین خواب را دید و به پدر گفت : ایضا ترتیب اثری نداد . شب چهارم خود سید حضرت رقیه را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: «  چرا والی را خبر دار نکردی ؟ » .

صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را برای والی شام نقل کرد . والی امر کرد علما و صلحای شام از سنی و شیعه بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در بر کنند . آنگاه به دست هر کس قفل درب حرم مطهر باز شد همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند . بزرگان و صلحای شیعه و سنی در کمال آداب غسل نموده و لباس نظیف پوشیدند . قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست مرحوم سید ابراهیم . بعد هم که به حرم مشرف شدند هرکس کلنگ بر قبر می زد تیغه آن بر قبر مطهر اثر نمی گذاشت تا آنکه سید مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد .

بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند دیدند بدن نازنین حضرت میان لحد قرار دارد و کفن ایشان صحیح و سالم می باشد ولی آب زیادی میان لحد جمع شده است . سید بدن شریف آن حضرت را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز به همین نحو نگه داشت و متصل گریه می کرد تا آنکه لحد را تعمیر کردند . اوقات نماز که می شد سید بدن نازنین بی بی رقیه را روی شیء نظیفی می گذاشت و نماز می گزارد . بعد از فراغ باز بر می داشت و بر زانو می نهاد تا آنکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند . سید بدن حضرت را دفن کرد و از کرامت آن بی بی بزرگوار در این سه روز سید نه محتاج به آب و نه غذا شد و نه محتاج به تجدید وضو . گفتنی است در هنگام دفن بدن مطهر حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) سید از خدا خواست که پسری به او مرحمت فرماید . این دعا مستجاب شد و آن پسر سید مصطفی نامیده شد .

در پایان والی تفسیر ماجرا را به سلطان عبد الحمید عثمانی نوشت و او هم تولیت زینبیه و مرقد شریف رقیه و مرقد شریف ام کلثوم و سکینه ( علیهم السلام ) را به سید واگذار نمود و هم اکنون آقای حاج سید عباس پسر آقا سید مصطفی پسر سید ابراهیم سابق الذکر متصدی تولیت این ماکن شریف است . آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی سپس می گوید : گویا این قضیه در حدود سنه هزار و دویست و هشتاد اتفاق افتاده است .

 

بقیه شواهد تاریخی را ان شا ء الله در پستهای بعدی می نویسم

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت10:28توسط | |