
|
روز هشتم محرم چون تشنگى ، امام حسين و اصحابش را سخت آزرده بود، آن حضرت كلنگى برداشت و در پشت خيمه ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله ، زمين را كند، آبى بس گوارا بيرون آمد، همه نوشيدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپديد گرديد و ديگر نشانى از آن ديده نشد. ملاقات يزيد بن حصين همدانى و عمر بن سعد آوردن آب از فرات نامه عمر بن سعد به عبيدالله افترا و بهتان پاسخ عبيدالله تهديد به عزل روز نهم محرم (تاسوعا) امان نامه سخنان حبيب بن مظاهر و زهير يك شب مهلت براى راز و نياز عصر تاسوعا امام حسين عليه السلام بيعت نمى كند
پدرم دو يا سه بار اين شعر را بخواند تا من مقصودش را فهميدم هنگامى كه عمه ام زينب اين اشعار را شنيد، خوددارى نتوانست كرد از جاى پريد و دامن كشان و سر برهنه به سوى پدرم دويد وقتى به او رسيد شيون آغاز كرد و گفت : اى واى از داغديدگان ، اى كاش مرگ زندگى مرا نابود مى كرد. حسين عليه السلام نظر عميقى به زينب انداخت و به او گفت : خواهر عزيزم ، حلم و بردبارى تو را شيطان نبرد. زينب گفت : يا ابا عبدالله ، پدر و مادرم به فداى تو، جانم به قربان تو حسين اندوه خود را فرو برد ولى اشك در چشمانش مى درخشيد و در زير زبان چنين گفت :
اگر قطا را در شب وامى گذاشتند مى خوابيد. گفتگوى امام حسين عليه السلام با اهل بيت و اصحاب خود پاسخ اصحاب به امام حسين عليه السلام
ديوان كمپانى امام حسين عليه السلام در روز عاشورا
روز هفتم محرم : بستن آب به روى شهيد كربلا و يارانش در اين روز عبيدالله بن زياد نامه اى به نزد عمر بن سعد فرتاد و به او دستور داد تا با سپاهيانش خود بين امام حسين و اصحابش و آب فرات فاصله ايجاد كرده و اجازه نوشيدن حتى قطره اى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان عمر بن سعد نيز فورا عمرو بن حجاج را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسى امام حسين و يارانش به آب شدند، و اين رفتار غير انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسين عليه السلام صورت گرفت . در اين هنگام مردى به نام عبدالله بن حصين ازدى كه از قبيله بجيله بود فرياد برداشت كه : اى حسين ! اين آب را ديگر بسان رنگ آسمانى نخواهى ديد. به خدا سوگند كه قطره اى از آن را نخواهى آشاميد تا از عطش جان دهى .
روز ششم محرم وضعيت لشكر دشمن نامه امام عليه السلام از كربلا به محمد بن حنفيه
روز سوم محرم اعزام لشكر به سوى كربلا نامه عمر بن سعد نامه عبيدالله به عمر بن سعد عبيدالله در نخليه روز پنجم محرم شمار لشكر دشمن كه به جنگ شهيد كربلا حاضر شدند
روز اول محرم روز دوم محرم دعاى امام عليه السلام ام كلثوم عليهاالسلام به امام عليه السلام گفت : اى برادر! احساس عجيبى در اين وادى دارم و اندوه هولناكى بر دل من سايه افكنده است . امام حسين عليه السلام خواهر را تسلى داد. سخنان امام عليه السلام مردم بندگان دنيا هستند و دين را همانند چيزى كه طعم و مزه داشته باشد، مى انگارند و تا مزه آن را بر زبان خود احساس مى كنند آن را نگاه مى دارند و هنگامى كه بناى آزمايش باشد، تعداد دينداران اندك مى شود. امام عليه السلام نامه را بست و مهر كرد و به قيس بن مسهر صيداوى داد تا عازم كوفه شود، و چون امام عليه السلام از خبر كشته شدن قيس مطلع گرديد گريه در گلوى او پيچيد و اشك بر گونه اش لغزيد و فرمود: خداوندا! براى ما و شيعيان ما در نزد خود پايگاه والايى قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود مستقر ساز كه تو بر انجام هر كارى قادرى سپس امام حمد و ثناى الهى را به جا آورد و بر محمد و آل محمد درود فرستاد و خطبه اى ايراد فرمود. اظهارات ياران امام عليه السلام نامه عبيدالله به امام عليه السلام
|
درباره وبلاگ![]()
الهی بحق الحسین ! اشف صدر الحسین ! بظهور الحجه .....
88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 پیوندها
بیمار عشق حسین
The Best Games Online |