تبليغاتX


به یاد ارباب تشنه لب

به یاد ارباب تشنه لب

 

امام حسين عليه السلام و آيه مباهله  


(فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءنا كم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين )(۱)
به كسانى كه درباره حضرت عيسى عليه السلام بعد از آمدن دليل قطعى با تو در مقام محابه و مجادله برآيند بگو: بيايد ما و شما با فرزندان زنان خود باهم به مباهله برخيزيم (يعنى در حق يگديگر نفرين كرده و در دعا و التجا به درگاه خدا مى كنيم )تا دروغ گو و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم .
داستان مباهله و نفرين پيغمبر صلى الله عليه و آله با نصارى انجران معروف است (۲) نجران در كشور يمن و آن موقع مركز نصارا بود، جمعى از روحانيون آن جا به مدينه آمدند تا درباره حقانيت اسلام و مسيحيت با پيغنمبر صلى الله عليه و آله گفت و گو كنند. وقتى در برابر منطق پيغمبر صلى الله عليه و آله عاجز ماندند پيغمبر فرمود: اگر باز هم خود را بر حق مى دانيد حاضرم با بهترين و نزديك ترين كسانم با شما مباهله كنم و شما هم بهترين و نزديك ترين كسان خود را بياوريبد تا نفرين هر دسته را كه باطل بود نابود كند چون پيغمبر صلى الله عليه و آله ، على و فاطمه و حسن و حسين ، عليهم السلام را آورد، نصارا ترسيدند كه با نفرين اينان عذاب نازل شود و حاضر به مباهله نشدند و جزيه را بر عهده گرفتند و رفتند.
جريان مباهله رسول خدا صلى الله عليه و آله با نصارى نجران يكى از ادله قطعى بر حقانيت آن حضرت است ، زيرا اگر رسول گرامى صلى الله عليه و آله يقين به رسالت خود از جانب پروردگار نداشت ، مباهله صد در صد به زيان خودش تمام مى شد و به دست خود خط بطلان بر مدعاى خويش ‍ كشيده بود اما رسول گرامى از جانب پروردگار مامور شد تا با شركت حضرت على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام اين كار را انجام دهد.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله به نصاراى نجران فرمود: با من مباهله كنيد اگر من راست مى گويم خداى بزرگ و لعنت و دورى از رحمت خود را به شما فرو فرستد و اگر من دروغ گو باشم بر من ، گفتند: اكنون انصاف دادى ، سپس قرار به مباهله گذاشتند و تعيين وقت نمودند، چون به منازل خود مراجعت نمودند، سيد و عاقب كه دو تن از روساى ايشان بودند گفتند : اگر محمد صلى الله عليه و آله با قوم خود مباهله آيد ما با او مباهله كنيم كه پيغمبر نيست و اگر با اهل بيت خاص خود آيد، با او مباهله كنيم ، كه پيغمبر نيست و اگر با اهل بيت خاص خود آيد، با او مباهله نكنيم ، با اهل خود نمى آيد مگر آن كه راست گو باشد چون صبح شد به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند.
حضرت به اتفاق على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام براى مباهله بيرون آمد نصارا پرسيد: اينان كيانند ؟در جواب شنيدند: آن مرد پسر عمو و وصى و داماد او على بن ابى طالب عليهماالسلام است و اين دخترش ‍ فاطمه زهرا عليهاالسلام است و اينان دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام هستند.
نصارا چون چنين ديدند متفرق شدند و به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردند: ما از مباهله با شما استعفا داديم و آنچه راضى شوى به تو مى دهيم .
رسول گرامى صلى الله عليه و آله با ايشان به جزيه صلح فرمود.
(۳)
و آنها مراجعت نمودند.
دانسته شد كه آيه مباهله براى فضيلت خاندان رسالت است و آيه آشكارا مى رساند و معرفى مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله حسن و حسين عليهماالسلام پسران خود و على عليه السلام را تصديق و گواهى كرده است .
آيه مباهله مختص به پنج نور پاك الهى است : محمد صلى الله عليه و آله ت على ولى الله ، فاطمه زهرا، حسن و حسين عليهم السلام .
(۴)
معاويه روايت مى كند  
اهل سنت به اسناد صحيح از معاويه بن ابى سفيان روايت كرده اند كه روزى به سعد و قاص گفت : چه چيز تو را مانع مى شود كه ابوتراب (۵) را سب كنى ؟ سعد گفت : به خاطر سه چيز را من داشتم براى من از هر نعمتى بهتر بود به ياد دارم كه وقتى پيغمبر به يكى از جنگ ها(۶) مى رفت او را به جاى خود در مدينه گذارد على گفت : يا رسول الله ! شما مرا با زنان و بچه ها به جا مى گذاريد ؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: نمى خواهى نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه بعد از من پيغمبرى نيست ؟
و شنيدم كه در روز جنگ خيبر فرمود: فردا پرچم اسلام را به دست كسى مى دهم كه خدا و پيغمبر هم او را دوست بدارد ما گردن كشيديم كه ببينيم او كيست ناگاه فرمود: بگوييد على بيايد وقتى حضرت على عليه السلام را آوردند چمشش درد مى كرد پيغمبر كمى آب دهان به چشم او ماليد و پرچم به دستش داد و خداوند جنگ خيبر را به دست او فتح كرد.
(۷)
و چون آيه (قل تعالوا ندع ابناءنا... ) نازل شد پيغمبر صلى الله عليه و آله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و فرمود : پروردگار اينان اهل بيت من هستند.
سخن دو نفر از بزرگان عامه  
زمخشرى در تفسير كشاف و طنطارى در تفسير الجواهر چنين گفته اند:
دسته اى از علماء و بزرگان نصاراى نجران به مدينه آمدند و با رسول اكرم صلى الله عليه و آله عليه درباره حضرت عيسى عليه السلام احتجاج كردند و اين آيه از سوى پروردگار نازل شد.
اين دو كلمه (ندع ) را چنين معنا كرده اند:بياييد (يعنى من و شما )پسران و زنان خود را دعوت نماييم و سپس مباهله كنيم سپس هر دو مى نويسند: فردا كه نصاراى نجران آن جا به وعدگاه حاضر شدند، رسول خدا صلى الله عليه و آله حسين را بغل كرد و دست حسن را گرفت و فاطمه عليهاالسلام پشت سر رسول اكرم صلى الله عليه و آله پشت سر فاطمه عليهاالسلانم مى آمدند نصاراى نجران چون چشمشان به اين منظره افتاد راضى به پرداخت جزيه مى شدند، زمخشرى بعد از اين جريان مى نويسد: آيه تطهير درباره محمد صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است .
(8)
على عليه السلام جان رسول الله صلى الله عليه و آله 
در غاية المرام از شيخ مفيد در اختصاص به سند خود از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت مى كند: امت اسلام اعم از نيك و بد اتفاق دارند وقتى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با نصاراى نجران مباهله كرد، جز خود پيغمبر على و فاطمه ، و حسن و حسين عليهم السلام كسى در كساء نبود، تاويل پسران خود را حسن و حسين زنان خودمان را حضرت فاطمه زهرا و كسى كه هم چون جان ماست على بن ابى طالب عليه السلام است . (۹)
مفسران و اهل حديث اتفاق كرده اند و تاريخ هم آن را تاييد نموده كه نبى اكرم صلى الله عليه و آله براى مباهله با نصاراى نجران جز على عليه السلام و فاطمه و حسنين عليهما السلام كس ديگرى نبود.
به على عليه السلام كه مصداق
انفسا بود و حسنين عليهماالسلام كه مصداق ابناءنا و به فاطمه كه مصداق نساءنا بود اكتفا كرد و دستور الهى را اجرا نمود. (۱۰)


۱- سوره آل عمران ، آيه 61.
۲- فروغ هدايت ، ص 221.
۳- مناقب ، ج 3، ص 370، منه۱ج ، ج 2، ص 24، كفاية الخصام ، ص 392.
۴- احقاق الحق ، ج 9، از ص 70 تا 1 مفصلا بيان شده است .
۵- كنيه حضرت امير المومنين عليه السلام بوده است .
۶- اين جنگ ، جنگ تبوك بود، پيغمبر صلى الله عليه و آله هنگام عزيمت از مدينه ، على عليه السلام را به جاى خود در مدينه منصوب كرد و فرمود: تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى يعنى وزير و جانشين من هستى .
۷- فروغ هداست ، ص 221 به نقل از خصائص نسائى ، ص 32، كنز العمال ، ج 6 ص 405.
8- كشاف ، ج 1، ص 134، جواهر طنطاوى ، ج 2، ص 119.
۹- فروغ هدايت ، ص 220
۱۰- اليمزان ، ج 3، ص 246، برهان ، ج 1، ص 179: عياشى ، ج 1، ص 177، مجمع البيان ج 3، ص 452.

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت17:19توسط | |

 

امام حسين عليه السلام در آيه تطهير


(انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا ) (۱)
خدا چنين مى خواهد كه هر رجس و آلايش را از شما خانواده نبوت ببرد، و شما از هر عيب پاك و منزه گرداند.
آيه شريفه از نظر سنى
(۲) و شيعه (۳)در فضيلت پيغمبر صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسنين عليهم السلام نازل شده است .
عده اى نيز گفته اند كه درباره زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده است
(۴) اگر آيه درباره زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله بود، بايد ضمير مونث ذكر مى شد تا به سياق صدر آيه دلالت داشته باشد.
ام سمله مى گويد: آيه تطهير نيز در منزل من در خصوص هفت نفر نازل شده است : جبرئيل و ميكائيل و رسول الله صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام .
سپس مى گويد: من در منزل بودم ، عرض كردم ، يا رسول الله آيا من از اهل بيت توام ؟ فرمود: خير تو از زنان پيامبرى ؟
(۵)
جامع ترمذى به اسنادش از انس بن مالك روايت مى كند كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم : كدام يك اهل بيت بيشتر مورد توجه شماست ؟
فرمود: حسن و حسين عليهماالسلام .
مالكى در فصول المهمه صفحه 9از جامع ترمذى نقل مى كند: از وقتى كه آيه تطهير نازل شد قريب شش ماه هر روز رسول الله صلى الله عليه و آله در هنگام نماز به در خانه فاطمه عليهاالسلام مى آمد و آيه تطهير را مى خواند.
حضرت در وقت نزول آيه فرمود:
اللهم اهل بيتى و خاصيتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطيرا
(6)
در صحيح مسلم و جامع الاصول روايت شده است : حصين بن سمره از زيدن بن ارقم پرسيد: آيا زنان رسول خدا صلى الله عليه و آله از اهل بيتند ؟ زيد گفت : نه به خدا قسم ، زيرا كه زن مدتى با شوهر خود است ، چون طلاقش داد به خانه پدرش مى رود و به قوم خود ملحق مى شود و از شوهر به كلى جدا مى شود بلكه اهل بيت او خويشان او هستند كه صدقه برايشان حرام است و هر خانه و به هر كجا بروند از اهل او جدا نيستند. (۷)
آيه تطهير در حق پنج بزرگوار محمد صلى الله عليه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است . (۸)

عايشه روايت مى كند


حديث 22 از كتاب غاية المرام چنين است :
از متفق عليه بخارى و مسلم از مسند عايشه از مصعب بن شيعه از صفيه دختر شبيه از عايشه دختر ابى بكر روايت كرده كه گفت :
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله بيرون آمد و عباى سياه پوشيده بود كه حسن بن على عليه السلام داخل شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله او را در زير عبا داخل كرد، بعد از آن امام حسين عليه السلام آمد او را هم داخل عبا كرد بعد از آن فاطمه عليهاالسلام آمد او را نيز داخل كرد، بعد از آن هم على عليه السلام آمد او را نيز داخل كرد، سپس آيه تطهير را تلاوت كرد.
(۹)
ابوسعيد خدرى و انس بن مالك و واثلة بن واسقع و عايشه و ام سلمه مى گويند: آيه تطهير به رسول خدا صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام اختصاص دارد. (۱۰)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است :
النجوم امان لا هل السماء و اهل بيتى امان لامتى
(۱۱)
ستارگان امانند بر اهل آسمان ، و اهل بيت من امانند براى امت من .


امام شافعى


او كه از امامان چهار گانه است اهل سنت است در اشعار معروف خود درباره اهل بيت چنين عرض اخلاص كرده است :

يا آل بيت رسول الله حبكم

فرض من الله فى القران انزله

يكفيكم من عظيم الفخر انكم

من لم يصل عليكم لا صلاة له . (۱۲)

- اى اهل بيت رسول ، دوستى شما فريضه اى است از جانب خداوند كه در قرآن آن را فرود آورده است .
- از فخر بزرگ شما را اين كه بس كه درود بر شما جزء نماز است و هر كس ‍ بر شما درود نفرستد نمازش باطل است .

و لما رايت الناس قد ذهب بهم

مذاهبهم فى ابحر الغى و الجهل

ركبت على اسم الله فى سفن النجا

و هم اهل بيت المطفى خاتم الرسول

و امسكت حبل الله و هو ولاوهم

كما قد امرنا بالتمسك بالحبل (۱۳)

- چون مردم را ديدم كه راههاشان آنها را در درياهاى گمراهى و جهالت انداخته است ، به نام خدا سوار كشتى نجات شدم همانا اهل بيت مصطفى خاتم رسولان .
- آنها كشتى نجاتند، و به ريسمان خدا كه ولاى آنهاست چنگ زدم همچنان كه به ما دستور داده شده كه به اين ريسمان چنگ بزنيم .


ذكر اهل بيت عليهم السلام شفاست

 
ذكر اهل بيت انسان را وسوسه و از هر شك و ريبى حفظ مى كند.
در صواعق الحمرمة از شعبى روايت شده است كه روزى ابوبكر در زمان خلافت خود با جمعى نشسته بود كه على عليه السلام آمد ابوبكر از على عليه السلام استقبال كرد و گفت : هر كس بخواهد نظر كند به سوى بزرگ ترين مردمان از جهت مرتبه ونزديك ترين ايشان از جهت نسبت و فاضل ترين از جهت حالت از ما به رسول الله صلى الله عليه و آله پس نظر كند به سوى آن كه طالع شد، يعنى على مرتضى عليه السلام .
(۱۴)
امام جعفر صادق عليه السلام از پدرش روايت كرده كه فرمود:
ماييم اهل بيت و شجره نبوت و آورنده كتاب آسمانى ، فرشتگان در منزل ما رفت و آمد مى كنند و ماييم خانه رحمت و معدن علم وكمال .
(۱۵)
وقتى آيه تطهير نازل شده ، حضرت عبايى روى على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كشيد و دست به سوى آسمان بلند كرد و فرمود : پروردگارا، اينها اهل بيت منند، از آنها دورگردان هر پليدى و شك را.


دوستى اهل بيت عليهم السلام واجب است


زمخشرى و فخر رازى كه در بحث خلافت به جنگ شيعه مى آيند خود راوى روايتى در موضوع ولاى محبت هستند، فخر رازى از زمخشرى نقل مى كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
من مات على حب آل محمد مات شهيدا الا و من مات على حب ال محمد مات مغفورا له ، الا و من مات على آل محمد مات تابتا، الا و من مات على حب آل محمد مات مومنا مستكمل الايمان .
هر كس بر دوستى آل محمد مرد شهيد مرده است ، هر كس بر دوستى آل محمد مرد آمرزيده است هر كس بر دوستى آل محمد مرد توبه كار مرده است هر كس بر دوستى آل محمد مرد مومن و كامل ايمان مرده است .
زمخشرى و فخر رازى در ذيل روايت گذشته ، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه فرمود:
(۱۶)
الا و من مات على بغض آل محمد مات كافرا، الا و من مات على بغعض آل محمد لم يشم رائحة الجنة (۱۷)
هر كسى بر دشمنى آل محمد بميرد كافر مرده است ، هر كس با دشمنى آل محمد بميرد بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد .
هر كس به محبت اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله بميرد شهيد مرده است
(۱۸)
على عليه السلام فرمود: فانه من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله وو اهل بيته مات شهيدا و وقع اجره على الله و استوجب ثواب ما نوى من صالح عمله و قامت النيه مقام اصلاته لسيفه (۱۹)
(هر كس از شما در خوابگاهش بميرد در حالى كه به حق خداى خود و رسولش و اهل بيت او شناسا باشد شهيد مرده است ، و پاداشش با خداست و سزاوار پاداش اعمال شايسته اى است كه در انديشه داشته وو يان انديشه همچون شمشير كشيدن است .
حضرت على عليه السلام مى فرمايد من در خانه ام سلمه در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم كه آيه انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا نازل شد، رسول هدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اين آيه درباره تو و فرزاندانت حسن و حسين و امامانى كه از نسل تو به وجود مى ايند نازل شده است .
گفتم : يا رسول الله ! بعد از تو چند نفر به امامت مى رسند؟
فرمود: پس از من تو امام مى شوى ، بعد تو حسن ، بعد از حسن حسين ، بعد از حسين ، فرزندش على ، بعد از او فرزندش محمد، بعد از محمد فرزندش ‍ جعفر، بعد از جعفر موسى ، بعد از موسى فرزندش على ، بعد از على فرزندش محمد، بعد از محمد فرزندش حسن ، بعد از حسن فرزندش ‍ حجت عليه السلام به امامت خواهند رسيد.
نام هاى ايشان به همين ترتيب بر ساق عرش نوشته بود. از خدا پرسيدم : اينها كيستند؟ فرمود: امامان پس از تو هستند، پاك و معصومند و دشمنانشان ملعون هستند.
(۲۰)
زنان رسول خدا صلى الله عليه و آله ازاهل بيت نيستند
آيه تطهير از نظر سنى و شيعه بر پنج تن آل عبادت دارد كسانى كه گفته اند اين آيه درباره زنان رسول اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده در اشتباهند.
اين چند نفر كه گفته اند گفته هايشان بى جاست و ذيلا بيان مى كنيم كه اين افراد و گفته هاى آنان هيچ گونه ارزش و اعتبارى ندارد.
عكرمه مى گويد: تنها زنان رسول اكرم صلى الله عليه و آله مشمول آيه تطهيرند و آن قدر پافشارى در اين ادعا دارد كه اظهار آمادگى مباهله با منكران مى كند اين مرد متعصب در بازارها با صداى بلند فرياد مى كرد كه آيه تطهير تنها درباره زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده است در پاسخ بايد گفت : نظريه عكرمه چه امتيازى بز نظريه ديگران دارد ؟او كسى نيست كه بتوان بر گفتارش تكيه كرد چون او از دشمنان على عليه السلام است .
عكرمه از دشمنان سر سخت اميرالمومنين على عليه السلام است و مى توان حدس زد كه نظريه او ناشى از عدوات شخصى با امام عليه السلام است .
سيد بزرگوار معاصر علامه شرف الدين ، در كتاب الكلمة الغراء بى تفضيل الزهراء عليهاالسلام مى گويد: عكرمه كوشش مى كرد مردم را در صف دشمنان على عليه السلام كشاند، و در راه انصراف مردم از آن حضرت و دور كردن از مقام ولايت ، سعى و تلاش پيگيرى داشت او سردسته طايفه مهمى از خوارج است و معتقد بود كه همه مسلمين كافرند و مسلمان واقعى كه از اسلام حقيقى برخوردار است تنها خوارجند.
خالد بن عمران مى گويد: در موسم حج از عكرمه شنيدم كه مى گفت : اگر كليه حاجيان را كه در مناسك حج حضور دارند از دم شمشير بگذرانم به منتهاى آروزى خود رسيده ام .
دومين كسى كه آيه تطهير را درباره زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله تاويل نموده ، مقاتل بن سليمان است .
علامه شرف الدين مى گويد: او از دشمنان سرسخت اميرالمومنين است .
او هم كوشش فراوان داشت حتى المقدور فضايل مسلم على عليه السلام را از اذهان بزاديد، مقاتل از مشبهه است و خدا را به صورت مردم تشبيه مى كرده .
ابوحنيفه درباره وى گفته است : مقاتل در اثبات تشبيه راه افراط پيش گرفته و پروردگار را هم چون خلق مى پندارد.
سومين كسى است كه آيه تطهير را تاويل به بانوان رسول خدا صلى الله عليه و آله مى كند عروة بن زبير است .
در قاموس الرجال در شرح حال عروه مى نويسد: عروه رسما على عليه السلام را دشمنام مى داد و در جنگ هاى كه على عليه السلام بالاجبار به صحنه كارزار كشيده مى شد مقصر اصلى را امام متقين مى دانست و آن قدر در افترا به امام على عليه السلام گستاخ بود كه مى گويد: ابن ابى الحديد از اسكافى روايت كرده و از زهرى و وى از عروه كه عايشه به او گفت : من نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم عباس و على شرفياب شدند نبى اكرم صلى الله عليه و آله با مشاهده آن دو بزرگوار آهسته به من گفت : اين دو نفر در هنگام مرگ خارج از روش اسلامند.
(۲۱)

 

۱- سوره احزاب ، آيه 34.
۲- از نظر سنيان ، 41 روايت نقل شده است : غاية المرام ، ص 287.
۳- از نظر شيعه 34 حديث نقل شده است : غاية المرام ، ص 292.
۴- براى توضيح بيشتر به صفحات بعد همين كتاب مراجعه شود كه مخالفان پنج نور الهى را معرفى نموده ايم .
۵
- مجمع الزوائد ، ص 167.
۶- مسند احمد حنبل ، ج 6،ص 304، تفسير برهان ، ج 3، ص 319، النص و الاجتهاد ص 101.
۷- شبهاى پيشاور،ص 608.
۸- درر السمطين ، ص 239.
۹- غاية المرام ، ص 286.
۱۰- مجمع البيان ، ج 8، ص 356.
۱۱- احقاق الحق ، ج 9 ، ص 297.
۱۲- الغدير، ج 3، ص 173، فضائل الخمسه ، ج 1، ص 208.
۱۳- و لاءها ولايتها، ص 37.
۱۴- مناقب المرتضوى ، ترمذى كشفى ، ص 205.
۱۵- كافى ج 1، ص 221.
۱۶- ولاءها و ولايتها، ص 38.
۱۷- كامل بهائى ، عماد الدين طبرى ، ج 1،ص 88.
۱۸- ينابيع الموده ، ص 5.
۱۹- نهج البلاغه ، خظبه 232
۲۰- بررسى مسائل كلى امامت ، ص 209، به نقل از غاية المرام ، ص 293.
۲۱- چهره هاى درخشان اهل بيت عليهم السلام ، ص 43.

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت21:40توسط | |