
|
شخصیت ملکوتی، مقام شامخ، زهد اخلاق حضرت رضا (ع) و اعتقاد شیعیان به او سبب شد که نه تنها در مدینه بلکه در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین و محبوبترین فرد خاندان رسول اکرم (ص) مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترین پیشوای دین بشناسند و نامش را با صلوات و تقدیس ببرند. بیست و چند سال نداشت که در مسجد رسول الله (ص) به فتوی می نشست. علم او بسیار، رفتارش پیامبر گونه و حلم، رأفت و احسانش شامل خاص و عام می شد و کسی را با عمل و سخن خود نمی آزرد. علل تحمیل ولایتعهدی به امام رضا (ع) شرایط پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع) و مذاکرات بعمل آمده امام رضا (ع) پس از نیشاپور به طوس و از آنجا به سرخس و سپس به مرو که اقامتگاه مأمون بود رفت. مأمون نخست به آن حضرت پیشنهاد کرد که خود خلافت را بپذیرد و چون آن حضرت امتناع کرد، سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع ناچار ولایتعهدی را پذیرفت به این شرط که از امر و نهی و حکم و قضا دور باشد و چیزی را تغییر ندهد. علت مقاومت امام این بود که اوضاع را پیش بینی می کرد و بر او مسلم بود رجال دولت که عادت به لاابالی گری و درازدستی دارند زیر بار حق نخواهند رفت و او قادر به انجام قوانین الهی نخواهد بود. « اللهم العن هارون و مأمون »
امام مجتبى(ع) در پاسخ شخصى كه به صلح آن حضرت اعتراض كرد، انگشت روى اين حقايق تلخ گذاشته و عوامل و موجبات اقدام خود را چنين بيان نمود:
من به اين علت حكومت و زمامدارى را به معاويه واگذار كردم كه اعوان و يارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر يارانى داشتم شبانه روز با او ميجنگيدم تا كار يكسره شود. من كوفيان را خوب ميشناسم و بارها آنها را امتحان كردهام. آنها مردمان فاسدى هستند كه اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پيمانهاى خود پايبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه ميكنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند
اگر يارانى داشتم كه در جنگ با دشمنان خدا با من همكارى ميكردند، هرگز خلافت را به معاويه واگذار نميكردم، زيرا خلافت بر بنى اميه حرام است... .
پس از تقبّل ظاهري تمام مفاد قرارداد از سوي معاويه و انعقاد پيمان صلح، طرفين همراه قواى خود وارد كوفه شدند و در مسجد بزرگ اين شهر گرد آمدند. مردم انتظار داشتند مواد پيمان طى سخنرانيهايى از ناحيه رهبران دو طرف، در حضور مردم، تأييد شود تا جاى هيچ گونه شك و ترديدى در اجراى آن باقى نماند.
اين انتظار بيجا نبود، ايراد سخنرانى جز در برنامه صلح بود، لذا معاويه بر فراز منبر نشست و خطبهاى خواند؛ ولى نه تنها در مورد پايبندى به شرائط صلح تاكيدى نكرد، بلكه با طعنه و همراه با تحقير چنين گفت:
«من به خاطر اين با شما نجنگيدم كه نماز و حج به جا آوريد و زكات بپردازيد! چون ميدانم كه اينها راانجام ميدهيد، بلكه براى اين با شما جنگيدم كه شما را مطيع خود ساخته و بر شما حكومت كنم».
آنگاه گفت: «آگاه باشيد كه هر شرط و پيمانى كه با حسن بن على بستهام زير پاهاى من است، و هيچ گونه ارزشى ندارد.»
بدين ترتيب، معاويه تمام تعهدات خود را زير پا گذاشت و پيمان صلح را آشكارا نقض كرد.
معاويه به دنبال اعلام اين سياست، نه تنها تعديلى در روش خود به عمل نياورد بلكه بيش از پيش بر شدت عمل و جنايت خود افزود.
او بدعت اهانت به ساحت مقّدس اميرمؤمنان (ع) را بيش از گذشته رواج داد، عرصه زندگى را بر شيعيان و ياران بزرگ و وفادار حضرت على (ع) فوق العاده تنگ ساخت، شخصيت بزرگى همچون «حجر بن عدى» و عدهاى ديگر از رجال بزرگ اسلام را به قتل رسانيد، و كشتار و شكنجه و فشار در مورد پيروان على(ع) افزايش يافت به طورى كه نوعاً شيعيان يا زندانى و يا متوارى شدند و يا دور از خانه و كاشانه خود در محيط فشار و خفقان به سر ميبردند.
علاوه بر اين، معاويه برنامه ضد انسانى دامنهدارى را كه بايد اسم آن را برنامه تهديد و گرسنگى گذاشت، بر ضد عراقيان به مورد اجرا گذاشت و آنها را از هستى ساقط كرد. معاويه از يك طرف مردم عراق را در معرض همه گونه فشار و تهديد قرار داد و از طرف ديگر حقوق و مزاياى آنها را قطع كرد.
«ابن ابى الحديد»، دانشمند مشهور جهان تسنّن، مينويسد: شيعيان در هر جا كه بودند به قتل رسيدند. بنى اميه دستها و پاهاى اشخاص را به احتمال اين كه از شيعيان هستند، بريدند. هر كس كه معروف به دوستدارى ودلبستگى به خاندان پيامبر(ص) بود، زندانى شد، يا مالش به غارت رفت، و يا خانهاش را ويران كردند.
شدت فشار و تضييقات نسبت به شيعيان به حدى رسيد كه اتهام به دوستى على(ع) از اتهام به كفر و بيدينى بدتر شمرده ميشد! و عواقب سختترى به دنبال داشت!
در اجراى اين سياست خشونت آميز، وضع اهل كوفه از همه بدتر بود زيرا كوفه مركز شيعيان امير مؤمنان (ع)شمرده ميشد. معاويه طى بخشنامهاى به عمال و فرمانداران خو در سراسر كشور نوشت كه شهادت هيچ يك از شيعيان و خاندان على (ع) را نپذيرند! وى طى بخشنامه ديگرى چنين نوشت: «اگر دو نفر شهادت دادند كه شخصى، از دوستداران على(ع)و خاندان او است، اسمش را از دفتر بيت المال حذف كنيد و حقوق و مقررى او را قطع نماييد»!
اين حوادث وحشتناك، مردم عراق را سخت تكان داد و آنها را از رخوت و سستى به در آورد و ماهيت اصلىحكومت اموى را تا حدى آشكار نمود.
شهادت آن بزرگوار هنگاميروي داد که جنبش منظّمى بر ضد حكومت اموى شكل ميگرفتو مبلغين و عوامل موثر آن، همان پيروان اندك و صميمى امام حسن(ع) بودند كه حضرت با تدبير هوشمندانه خويش جان آنان را از گزند قشون معاويه حفظ كرده بود. هدف اين گروه اين بود كه باافشاي جناياتى كه در سراسر دوران حكومت معاويه موج ميزد، روح قيام را در دلهاى مردم برانگيزند تا روز موعود فرا رسد! لذادوران صلح امام حسن(ع) دوران آمادگى و تمرين تدريجى امت براى جنگ با حكومت فاسد اموى به شمار ميرفت تا روز موعود؛ روزى كه جامعهاسلامى آمادگى قيام داشته باشدو اين موج را به قيام سالار و سيّد شهداي عالم حسين بن علي (ع) رساند.
امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگى كرد و هيچگونه امنيتى نداشت، حتى در خانه نيز در آرامش نبود.
سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحريك معاويه به دست همسر خود(جعده)مسموم و شهيد و درقبرستان بقيع واقع در مدينه منورهبه خاک سپرده شد.
امام حسن(ع)از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين(ع)در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آن كه حسينى باشد. حسنى بود.
بر اساس تحقیق در بعضی از نسخه های این کتاب چنین آمده است : « حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) زمانی که اشعار معروف " یا دهر اف لک من خلیل " را ایراد فرمود و زینب و اهل حرم ( علیهن السلام ) فریاد به گریه و ناله برداشتند حضرت آنان را امر به صبر کرده و فرمود : « یا اختاه ، یا ام کلثوم ، و انت یا زینب ، و انت یا رقیه ، و انت یا فاطمه ، و انت یا رباب انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا » یعنی : « خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب زمانی که من به قتل رسیدم در مرگم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی ناروا ( که با رضا به قضای الهی ناسازگار است ) بر زبان نرانید» نام حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) در جمله بالا در برخی از نسخه های کامل لهوف ذکر شده است . مطابق این نقل نام حضرت رقیه بر زبان امام حسین ( علیه السلام ) در کربلا جاری شده است . مؤید این نقل مطلبی است که سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی متوفی ۱۲۹۴ ق در کتاب ینابیع الموده ص ۳۳۳ - ۳۳۵ به نقل از مقتل مسمی به ابو مخنف آورده است . مقتل منسوب به ابو مخنف مطابق نقل قندوزی ( ینابیع الموده ص ۳۴۶ و احقاق الحق ۱۱ / ۶۳۳ ) پس از شرح کیفیت شهادت طفل شش ماهه می گوید : « ثم نادی یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب و یا اهل بیتی علیکن منی السلام » آنگاه فریاد بر آورد « ای ام کلثوم ، ای سکینه ، ای رقیه ، ای عاتکه ، ای زینب ، ای اهل بیت من ، من نیز رفتم ، خداحافظ » . و عبد کم سیف فتی ابن عمیره عبد لعبد عبید حیدر قنبر و سکینه عنها السکینه فارقت لما ابتدیت بفرقه و تغیر و رقیه رق الحسود لضعفها و غدا لیعذرها الذی لم یعذر و لام کلثوم یجد جدیدها لثم عقیب دموعها لم یکرر لم انسها و سکینه و رقیه یبکینه بتسحر و تزفر (۱) از این دست شواهد و مدارک درباره وجود شریف آن حضرت و بودن قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر همراه با معجزات و کراماتی از آن مخدره مظلومه بسیار است که به قسمتی از آنها اشاره می کنیم . ابصار العین فی انصار الحسین ( علیه السلام ) ص ۳۶۸ . کشف الغمه : ج ۲ ص ۲۱۶ . عوالم : جلد امام حسین ( علیه السلام ) ص ۳۳۱ . زندگانی چهارده معصوم ( علیه السلام ) ( عماد زاده ) : ج ۱ ص ۶۳۳ . نفس الهموم : ص ۴۱۴. کتاب المنن ( عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی ) متوفی ۹۷۳ق . معالی السبطین : ج ۲ ص ۱۷۰ . لهوف سید ابن طاووس . احقاق الحق : ج ۱۱ ص ۶۳۳ . مبکی العیون . ستاره درخشان شام : ص ۱۶ . سرگذشت جانسوز حضرت رقیه ( علیه السلام ) ص ۲۷ . الوقایع و الحوادث : ج ۳ ص ۱۹۲ . حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) چاووش کربلا . سوگنامه آل محمد ( علیهم السلام ) ص ۳۴۱ . ثمرات الحیات : ج ۲ ص ۳۸ . مختصر تاریخ دمشق : ج ۹ ص ۱۷۴ . بحر غرائب : ج ۲ . ریاض القدس : ج ۲ ص ۲۳۷ . زینب ( سلام الله علیها ) فروغ تابان کوثر : ص ۳۷۰ . رقیه ( سلام الله علیها ) ص۳ ۲۶ . انوار الشهاده : ص ۲۴۲ . تحیق درباره اولین اربعین حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) ص ۶۸۵.
مرقد حضرت که داستان شگفتی که آن را در پست قبلی ذکر کردیم در ارتباط با آن رخ داده است سابقه آن دست کم به سیصد و اندی سال پیش از آن تاریخ ( یعنی حدود ۴ قرن و نیم پیش از زمان حاضر ) باز می گردد. عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری مشهور به شعرانی ( متوفی به سال ۹۷۳ ق ) در کتاب المنن باب دهم نقل می کند : " نزدیک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) دختر امام حسین ( علیه السلام ) معروف است . روی سنگی واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته شده است : هذا البیت بقعه شرفت بآل النبی (صلی الله علیه و آله و سلم ) و بنت الحسین الشهید رقیه ( سلام الله علیها ) " آیا تاریخ پیش از این زمان ( ۹۷۳ ق ) نیز رد پایی از رقیه ( سلام الله علیها ) نشان می دهد ؟ بلی مورخ خبیر و ناقد بصیر عماد الدین حسن بن علی بن محمد طبری معاصر خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب کامل بهایی نقل می کند که : " زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده می دادند که پدر تو به سفر رفتاه است و باز می ا ید تا ایشان را به خانه یزید آوردند . دخترکی بود ۴ ساله . شبی از خواب بیدار شد و گفت : پدر من حسین کجاست ؟ این ساعت او را به خواب دیدم . سخت پریشان بود . زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود از خواب بیدار شد و از ماجرا سوال کرد . خبر بردند که ماجرا چنین است آن لعین در حال گفت بروند سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند . پس آن سر مقدس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند . پرسید این چیست ؟ گفتند سر پدر توست . آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد . (۱) علاء الدین طبری این کتاب را در سال ۶۷۵ ق تالیف کرده است و در نگارش آن از منابع با ارزش فراوانی استفاده نموده که متاسفانه اغلب آنها به دست ما نرسیده است . برخی در کشاکش روزگار از بین رفته و برخی دیگر به دست دشمنان اهل بیت طعمه حریق شده است . مرحوم محدث قمی(۲) می نویسد : کتاب کامل بهایی نوشته عماد الدین طبری کتابی پر فایده است که در سنه ۶۷۵ تمام شده و قریب به ۱۲ سال همت شیخ مصروف به جمع آوری آن بوده اگر چه در اثنای آن چند کتاب دیگر تالیف کرده است . سپس می افزاید از وضع آن کتاب معلوم می شود که نسخ اصول و کتب قدمای اصحاب نزد او موجود بوده است . آنگاه اشاره می کند که یکی از منابع از دست رفته کتاب پر ارج " الحاویه فی مثالب المعاویه " است که تالیف قاسم بن محمد بن احمد مامونی از علمای اهل سنت می باشد و عماد الدین طبری سرگذشت این دختر سه ساله را از آن کتاب نقل کرده است . بدینگونه سابقه اشاره به ماجرای حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) در تاریخ به حدود هفت قرن و نیم پیش از زمان ما باز می گردد . آیا باز هم می توان پیش تر رفت و نامی از رقیه به عنوان دختر امام حسین ( علیه السلام ) در اعماق تاریخ سراغ گرفت ؟ پاسخ این سوال را ان شا ء الله در پست بعدی می نویسم اللهم عجل لولیک الفرج
۱- کامل بهائی . ج ۲ ص ۱۷۹. ۲- فواید الرضویه ص ۱۱۱ .
اسناد وجود مقدس و مطهر حضرت رقیه (سلام الله) در قلب تاریخ « عالم جلیل شیخ محمد علی شامی که از جمله علما و محصلین نجف اشرف است به حقیر فرمود : جد مادری من جناب آقای سید ابراهیم دمشقی که نسبتش منتهی می شود به سید مرتضی علم الهدی و سن شریفش از ۹۰ افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند . شبی دختر بزرگ ایشان جناب رقیه بنت الحسین ( علیه السلام ) را در خواب دید که فرمود به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده و بدن من اذیت است بیاید و قبر و لحد من را تعمیر کند . شب دوم دختر دیگر سید باز همین خواب را دید . به پدر گفت : او همچنان ترتیب اثری نداد . شب سوم دختر کوچکتر سید همین خواب را دید و به پدر گفت : ایضا ترتیب اثری نداد . شب چهارم خود سید حضرت رقیه را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: « چرا والی را خبر دار نکردی ؟ » . صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را برای والی شام نقل کرد . والی امر کرد علما و صلحای شام از سنی و شیعه بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در بر کنند . آنگاه به دست هر کس قفل درب حرم مطهر باز شد همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند . بزرگان و صلحای شیعه و سنی در کمال آداب غسل نموده و لباس نظیف پوشیدند . قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست مرحوم سید ابراهیم . بعد هم که به حرم مشرف شدند هرکس کلنگ بر قبر می زد تیغه آن بر قبر مطهر اثر نمی گذاشت تا آنکه سید مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد . بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند دیدند بدن نازنین حضرت میان لحد قرار دارد و کفن ایشان صحیح و سالم می باشد ولی آب زیادی میان لحد جمع شده است . سید بدن شریف آن حضرت را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز به همین نحو نگه داشت و متصل گریه می کرد تا آنکه لحد را تعمیر کردند . اوقات نماز که می شد سید بدن نازنین بی بی رقیه را روی شیء نظیفی می گذاشت و نماز می گزارد . بعد از فراغ باز بر می داشت و بر زانو می نهاد تا آنکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند . سید بدن حضرت را دفن کرد و از کرامت آن بی بی بزرگوار در این سه روز سید نه محتاج به آب و نه غذا شد و نه محتاج به تجدید وضو . گفتنی است در هنگام دفن بدن مطهر حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) سید از خدا خواست که پسری به او مرحمت فرماید . این دعا مستجاب شد و آن پسر سید مصطفی نامیده شد . در پایان والی تفسیر ماجرا را به سلطان عبد الحمید عثمانی نوشت و او هم تولیت زینبیه و مرقد شریف رقیه و مرقد شریف ام کلثوم و سکینه ( علیهم السلام ) را به سید واگذار نمود و هم اکنون آقای حاج سید عباس پسر آقا سید مصطفی پسر سید ابراهیم سابق الذکر متصدی تولیت این ماکن شریف است . آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی سپس می گوید : گویا این قضیه در حدود سنه هزار و دویست و هشتاد اتفاق افتاده است . بقیه شواهد تاریخی را ان شا ء الله در پستهای بعدی می نویسم
مهمترین دستاورد شیعه عاشورا است . غدیر را عاشورا حفظ کرده است . فاطمیه را عاشورا حفظ کرده است . مهدویت و امامت را عاشورا حفظ کرده است ! .......پس باید عاشورا را حفظ کرد. اما دشمن به عکس فکر و عمل می کند . دشمن می گوید : « اگر می خواهیم غدیر نباشد ، فاطمیه نباشد ، فقه جعفری نباشد ، مهدویت و امامت و ...... نباشد باید عاشورا را برداریم ، کمرنگ کنیم ، شبهه پراکنی کنیم ، شیعه و مخصوصا جوانان شیعه را دچار شک و تردید و سرگردانی کنیم . در همین راستا فرقه ضاله وهابیت چند سالی است که ایام محرم الحرام ماه مصیبت اهل بیت ( علیهم السلام ) به وسیله القای شبهه به جنگ با عاشورا آمده است که بر یاران امام حسین ( علیه السلام ) لازم است برای بار دیگر از امام خود دفاع کنند و « هل من ناصر » امام زمان خود را لبیک گویند . یکی از شبهاتی که در این چند ساله اخیر متوجه دستگاه عاشورایی حضرت ابا عبد الله الحسین ( علیه السلام ) شده است ، انکار وجود حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) است و همچنین در این راستا می خواهند اسارت اهل بیت حضرت ابا عبد الله ( علیهم السلام ) را هم انکار کنند . متأسفانه به وسیله بعضی از دوستان نا آگاه از روی جهل و به خاطر اغوای شیاطین مطالبی گفته می شود که نا خواسته آب به جوی دشمن می کنند و راه را برای آنها باز می کنند . پس بر خود لازم دانستیم که در این راستا و به قصد لبیک گفتن به ندای مولای غریبمان امام زمان( عجل الله تعالی فرجه ) آن بزگواری که هر صبح و شام بر مصائب جد مظلومش امام حسین ( علیه السلام ) گریه می کند چند سطری را نوشته و در حد اختصار و اشاره از این بانوی بزرگوار و بی بی خرد سال اهل بیت دفاع کنیم که آن را در چند پست مختلف قرار می دهیم باشد که ایشان هم ما را در دنیا و آخرت فراموش نکند « اللهم عجل لولیک الفرج » من آن شمع سرا پا آتشم کز ناله خاموشم رخم نیلی و اندامم کبود و خود سیه پوشم همیشه طفل کوچک جا در آغوش پدر گیرد من ویران نشین،رأس پدر باشد در آغوشم
روشي آسان براي خواندن زيارت عاشورا مولا شريف شيرواني به سند خود از امام دهم، علي بن محمد هادي و هنگامي كه به عبارت لعن رسيد يك مرتبه بگويد ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك العن العصابة التي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله و عبارت سلام را نيز اين گونه بگويد « مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين آخر خوانده باشد
رسيدن به خواسته ها و حوائج صفوان گويد اي صفوان اباعبدالله حسين هستي و بخوان دعاي بعد از آن را و از پروردگارخويش حاجتت را بخواه، زيرا برآورده و مستجاب خواهد شد اي كه به رسول خود داده، خلاف نفرموده است سفارش ولي عصرعجل الله تعالی فرجه در حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتي به خدمت حضرت ولي عصر شما عاشورا نمي خوانيد؟ شيخ انصاري و زيارت عاشورا در هر روز در كتاب زندگاني و شخصيت شيخ انصاري آمده است شيخ از سن بلوغ تا آخر عمر به آنها ادامه داد نوافل شبانه روزي و ادعيه و تعقيبات جزء قرآن، نماز حضرت جعفر طيار، زيارت جامعه و زيارت عاشورا در هر روز اي كاش هر روز زيارت عاشورا مي خواندم عالم جليل، شيخ عبدالهادي حائري مازندراني از والد خود ملا ابوالحسن طباطبائي را بعد از رحلتش در خواب ديدم، و به او گفتم داري؟ گفت « محرم، زيارت عاشورا مي خواند، ولي بعد از مرگ، افسوس مي خورد كه چرا در تمام ايام سال، موفق به اين زيارت نبوده است
زيارت عاشورا، حديث قدسي است در فضيلت زيارت عاشورا، همين بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشا و املاي معصوم است مطهر ايشان چيزي جز آن چه ازعالم بالا مي رسد، صادر نمي شود اين زيارت از احاديث قدسيه اي است كه به همين ترتيب، از زيارت و لعن و سلام و دعا، از حضرت احديت به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين حسب تجربه، مداومت در خواندن آن در چهل روز يا كمتر، در برآورده شدن حاجات و نيل به مقاصد و دفع دشمنان بي نظير است صفوان مي گويد « من، ضامن قبولي زيارت كسي هستم كه از دور و نزديك، اين زيارت را بخواند، كه سعي او مشكور باشد، سلام او به آن حضرت برسد و خدا او را نوميد نگرداند پدرم يافتم، و پدرم از پدرش علي بن الحسين حسين پدرش اميرالمؤمنين ( همين عبارات و رسول خدا ( مضمون هر كس حسين راه دور و چه از راه نزديك و سپس دعاي بعد از آن را بخواند، زيارت او را قبول مي كنم و درخواست او را آورم روشن و حاجت برآورده شده و فوز بهشت و آزادي از دوزخ برمي گردانم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند مورد دشمن خاندان پيغمبر
من تو رو می خوام به خودت قسم بیشتر از چشام کی می شه بیام پای شش گوشه بگم السلام
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است امام صادق (علیه السلام) در قسمتی از زیارت اربعین میفرمایند: "... و (او) در راه تو جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد ..." جابر بن عبدالله انصاری، صحابهای والا مقام است در میان اصحاب رسول خدا و عاشقی دلداده است، در میان خیل عشاق امام سید الشهدا، و برای فخر و مباهات او همین مدال افتخار کافیست که نخستین زائر قبر امام حسین (علیه السلام)، اوست و هنگامه این وصال نیز چهلمین روز شهادت شهدای کربلاست. چه زیباست حکایت دلدادهای که یار خویش را باز یابد و چه خوش است نوای بلبلی که کنار گل سرخ خویش نغمهسرایی آغاز کند و چه نیکو منظرهایست، وصال در پس هجران ... عطیه عوفی میگوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین بن علی (علیه السلام) از مدینه خارج شدیم. هنگامی که به کربلا رسیدیم، جابر کنار فرات رفت و غسل نمود و جامهای به تن کرد و بدن خود را معطر نمود. قدم از قدم بر نمیداشت مگر آنکه ذکر خدا میگفت. هنگامی که به کنار قبر مطهر رسیدیم خطاب به من گفت که دست مرا بر روی قبر مطهر بگذار. من نیز این کار را نمودم. در این هنگام غش کرد و به روی قبر افتاد. مقداری آب بر رویش زدم، هنگامی که به هوش آمد، سه بار ترنم نمود: یا حسین یا حسین یا حسین سپس خطاب به مرقد مطهر سید الشهدا (علیه السلام) گفت: دوستی که دوست خویش را اجابت نمیکند . . . هنگامی که کلام بدین جا منتهی شد، جابر خود پاسخ خود را این گونه داد: چگونه مرا پاسخ دهی در حالی که سر از بدن مطهرت جدا گشته است و در این هنگام بود که جابر شروع به زیارت سید الشهدا و زمزمه با مولای خویش نمود ... اربعین، یادآور چهلمین روز شهادت امام حسین (علیه السلام) و اصحاب گرانقدر اوست، و قلوب مؤمنین در این روز، به یاد هوای کوی دوست و زیارت قبر شش گوشه او پر میکشد، زیارتی که علو مرتبهاش تا بدان جا اوج گرفته است که به عنوان یکی از صفات و ویژگیهای مؤمنین، شناخته شده است . بجاست که در این مجال و در آستانه اربعین حسینی، هم آوا با امام ششم و به یاد تربت مطهر امام حسین بن علی (علیه السلام) و مضجع شریفش، فرازهایی از زیارت اربعین را زمزمه کنیم: حقا که چه زیبا امام صادق (علیه السلام) فضائل سید الشهدا (علیه السلام) را تبیین مینماید و با چه ظرافت و لطافتی انگیزه و ثمره شهادت امام حسین (علیه السلام) را بر میشمرد و دشمنان آن حضرت را توصیف مینماید: "... خدایا من گواهی میدهم که او ولی و ولیزاده توست و برگزیده و زاده صفی و برگزیده توست، که به کرامت تو رستگار است، او را به شهادت گرامی داشتی و سعادتش ارزانی داشتی، و به پاکی نژاد برگزیدی و یکی از آقایان و بزرگانش گرداندی، و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعانش نمودی به او مواریث انبیا را بخشیدی و او را از میان اوصیا، حجت بر خلق خود قرار دادی، او در دعوت خویش عذر را پایان داد (راه هر گونه عذر تراشی را مسدود نمود) و خیر خواهی کرد و در راه تو، جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد و همانا بر علیه او همدست شدند، کسانی که دنیا آنان را فریفت و بهره هستی خویش را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خویش را به بهای اندکی دادند، و گردن فرازی کردند و خود را در پرتگاه هوس انداختند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و از آن دسته از بندگانت که خلاف انگیز و نفاق آمیز بودند، پیروی نمودند ..." « برگرفته از كتاب بحار الانوار، جلد 65، صفحه 130 و فرازی از زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) »
اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ لیکن مىتوان آن را با آیات قرآنى این گونه توجیه نمود. خداوند مىشوم که با آن مىبیند و زبان او مىشوم که با آن سخن مىگوید و دست او مىشوم که با آن ضربه مىزند و کمکى را که مىخواهد به سوى بندهاى بفرستد، با پاى اولیاى خود مىرساند. و خونى را که مىخواهد از وجود مقدّس امام على و امام حسین(ع) نزد خدا و در دین او چنین نقشى دارند که اگر آن حضرت نبود، اسلام
اگر قرآن در آغاز بزرگترین سوره خود ( بقره ) می فرماید : « الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة » و همچنین در کوچک ترین سوره خود ( کوثر ) از نماز سخن به میان می آورد امام حسین (علیه السلام ) آن را اقامه می نماید « أشهد أنک قد اقمت الصلوة » اگر قرآن می فرماید : « و ارکعوا مع الراکعین » امام حسین ( علیه السلام ) نماز را با جماعت آن هم در برابر صفوف دشمن برگزار می کند . اگر قرآن نحوه اقامه نماز در میدان جنگ را به پیامبر ( صلی الله علیه وآله و سلم ) آموزش می دهد « و اذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلوة فلتقم طائفة منهم معک ...» امام حسین (علیه السلام ) در میدان جنگ نماز را اقامه می فرماید . اگر قرآن نماز را به عنوان یک منبع انرژی زای غیبی معرفی و مؤمنان را امر به استعانت از آن می فرماید : « استعینوا بالصبر و الصلوة » امام حسین ( علیه السلام ) نیز در بحبوحه جنگ و مشکلات آن از نماز استعانت می جوید . اگر قرآن اقامه نماز را در اول وقت سفارش می فرماید « اقم الصلوة لدلوک الشمس » امام حسین ( علیه السلام ) نماز ظهر عاشورا را در اول وقت اقامه فرمودند . اگر حضرت عیسای مسیح تا زمانی که نفس دارند مأمور به اقامه نماز شده اند « و اوصانی بالصلوة و الزکوة ما دمت حیا » امام حسین ( علیه السلام ) نیز تا آخرین لحظه همراه نماز است . اگر قرآن از کسانی که تجارت آنها را از نماز غافل نمی سازد ستایش می کند « رجال لا تلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر الله و اقامة الصلوة » راجع به امام حسین ( علیه السلام ) چه باید گفت حتی حفظ جان هم او را از نماز غافل نساخت . امام حسین ( علیه السلام ) نه تنها خود نماز خواند که نمازهای نمازگزاران را نماز کرد . در حدیث می خوانیم سه چیز موجب قبولی نماز است : حضور قلب ، نماز نافله و تربت سید الشهداء . امام حسین ( علیه السلام ) به خواهرش زینب ( سلام الله علیها ) می فرماید : در نمازت به من دعا کن . نماز باید در جامعه و علنی اقامه شود « اقیموا الصلوة » و امام حسین ( علیه السلام ) با آنکه می توانست در خیمه نماز بخواند و با اینکه نمازش شکسته بود در مقابل جمعیت نماز بپا داشت . هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا ۳۰ تیر به سوی حضرت رها شد یعنی در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده تقریبا یک تیر به امام پرتاب شد . به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهداء ( علیه السلام ) پیشنهاد حمله می شود حضرت طی چند نوبت گفتگو جنگ را یک روز به تأخیر می اندازند و می فرمایند : « انی احب الصلوة » و نفرمودند : من می خواهم نماز بخوانم بلکه فرمود : من نماز را دوست دارم . بسیاری از ما نماز می خوانیم ولی چقدر دوست داریم ؟ امام حسین ( علیه السلام ) حاضر می شود تا بدن مبارکشان سوراخ سوراخ شود ولی ارزش نماز شکسته نشود . سر مقدس سید الشهداء ( علیه السلام ) بر روی نی قرآن می خواند یعنی سر از بدن جدا می شود ولی سر و دل از قرآن جدا نمی شود . به امید آنکه ما هم از آقامون و سرورمون سید الشهداء روحی له الفداء تأسی بگیریم و نماز را واقعا دوست داشته باشیم .
قرآن بارها می فرماید : به منطق و حق فکر کنید نه به تعداد نفرات و تعبیراتی از قبیل « اکثرهم لا یعلمون » « اکثرهم فاسقون »و ... را به کار برده است . قرآن می فرماید : هر گامی و کلامی باید بر اساس بصیرت باشد « ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی» امام حسین ( علیه السلام ) و حضرت ابالفضل العباس ( علیه السلام ) و اصحاب روز عاشورا ده سخنرانی کوتاه برای موعظه و ارشاد مردم داشتند . قرآن از ایثارگران تجلیل می کند « و یؤثرون علی أنفسهم » در کربلا جلوه های بسیاری از ایثار به چشم می خورد که نمونه بارز آن ایثار حضرت ابالفضل العباس (علیه السلام )است . قرآن به عفو کردن و پذیرش عذر مردم سفارش می کند که نمونه بارز آن در کربلا عفو و بخشش حر بن یزید ریاحی است . قرآن می فرماید « والعاقبة للمتقین » در کربلا نام نیکی از دهها هزار جنایتکار نیست اما نام ۷۲ تن سرباز امام حسین ( علیه السلام ) همچنان زنده است . قرآن می فرماید : ای پیامبر ! ما نامت را بلند داشتیم « و رفعنا لک ذکرک » در کربلا نام امام حسین (علیه السلام )برای همیشه بلند آوازه ماند . قرآن می فرماید « أمرت لان اکون اول المسلمین » یعنی رهبر باید پیشگام باشد و در کربلا امام حسین ( علیه السلام ) فرزندش علی اکبر ( علیه السلام ) را قبل از جوانان بنی هاشمی به میدان نبرد فرستاد . قرآن می فرماید : « فاستقم کما امرت و من تاب معک » ای پیامبر ! تو ویارانت استقامت بورزید در کربلا بهترین جلوه های استقامت را در امام حسین (علیه السلام ) و یارانش می بینیم . قرآن می فرماید : بدی های مردم را با خوبی جواب دهید « و یدرئون بالحسنة السیئة » در کربلا حر راه را بر امام می بندد ولی امام حسین ( علیه السلام ) به تشنگان لشکر حر و حتی به اسب های آنها آب می دهد . قرآن پیروی از خدا و اولیای الهی و وفاداری را سفارش می کند برخی یاران امام حسین ( علیه السلام )که جان خود را برای نماز ظهر عاشورا سپر کرده و تیرها را به جان خریدند هنگامی که امام بعد از نماز و در لحظه آخر عمر آنان بالای سرشان آمد آنها پرسیدند : آیا وفا کردیم ؟ گویا تا آن لحظه نسبت به وفاداری خود شک داشتند ! قرآن در بسیاری از آیات سفارش به توحید می کند جمله ای که امام حسین ( علیه السلام ) فرمود : « لا معبود سواک » بهترین جلوه این آیات است . قرآن به نهی از منکر و غیرت دینی و دفاع از حریم سفارش می کند در کربلا آخرین جمله امام حسین ( علیه السلام ) در گودی قتلگاه به لشکر یزید این بود که به خیمه های من حمله نکنید و ناموس مرا پاس بدارید و اگر دین ندارید لا اقل در دنیا آزاد مرد باشید ! قرآن به تسلیم و رضا در پیشگاه خدا سفارش می کند امام حسین ( علیه السلام ) نیز که روزی بر دوش پیامبر اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم )و روزی زیر سم اسبان در هرحال راضی و تسلیم خداوند است « رضا برضاک ».
امر به معروف و نهی از منکر نشانه وجدان بیدار، سوز و تعهد ،عشق به مکتب ، حضور در صحنه و عشق به مردم است . امر به معروف و نهی از منکر سبب دلگرمی نیکوکاران ، کنترل خلافکاران و حافظ حقوق مظلومان است . جامعه بی تفاوت و ساکت جامعه مرده و بدون رشد است . حضرت لوط به مردمی که در برابر گناه ساکت بودند فرمود « ألیس منکم رجل رشید » آیا یک انسان رشد یافته در میان شما نیست ؟ قرآن شرط بهترین امت بودن را انجام امر به معروف و نهی از منکر می داند « کنتم خیر امة أخرجت للناس ...» آنگاه که قهر خداوند بر خلافکاران نازل شود خداوند ناهیان از منکر را نجات می دهد « و انجینا الذین ینهون عن السوء » یکی از برکات نماز آن است که انسان را از منکرات باز می دارد « ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر » آمر به معروف در پاداش انجام معروف شریک است . ترک امر به معروف سبب سلطه اشرار می شود . امر به معروف و نهی از منکر وظیفه تمام انبیاء در طول تاریخ است « لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت » امام حسین ( علیه السلام ) در باره علت قیام خود فرمودند : مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود . من بنا دارم ( هر چند با شهادت و ریختن خونم باشد ) امر به معروف و نهی از منکر کنم « إنی أرید أن آمر بالمعروف ...» آری ، امر به معروف ونهی از منکر مراحلی دارد که در بعضی از مراحل باید تا شهادت پیش رفت . چنانکه خون های مقدسی در راه آن ریخته شده است « و یقتلون الذین یأمرون بالقسط » . بعضی برای سکوت خود توجیهاتی دارند و کلماتی را می گویند از قبیل : کار از کار گذشته است . دیگران هستند به ما چه ربطی دارد . عیسی به دین خود و موسی به دین خود و .............. ولی قیام امام حسین ( علیه السلام ) ثابت کرد که با یک حرکت خالصانه می توان تاریخ را متحول کرد . ما باید با طاغوت ها مبارزه کنیم زیر پا و سم اسب برویم ولی زیر بار زور نرویم . سر به نیزه دهیم ولی در برابر ظلم سر خم نکنیم و نباید تصور کنیم که آثار امر به معروف و نهی از منکر فوری است زیرا گاهی آثار یک کلام یا قیام و حرکت بعد از سالها جلوه می کند . خدایا به همه ما توفیق امر به معروف کردن و نهی از منکر کردن را عنایت فرما .
مه سجده کند بر رخ زیبای ابالفضل
در اسلام به همان مقدار که از فساد انتقاد و با آن مقابله شده نسبت به اصلاح سفارش و تأکید شده است . قرآن تنها به ایمان و تقوای درونی اکتفا نمی کند بلکه اصلاح را لازمه ایمان و تقوی می شمارد . « آمن و اصلح » و « فمن اتقی و اصلح » .
خداوند خود اول مصلح است و لذا از مردم نیز خواسته تا اول عیب های خود را اصلاح کنند و سپس به اصلاح جامعه بپردازند . اصلاح گر هرگز به دنبال فتنه انگیزان نمی رود . کسی که راههای صلاح و اصلاح را به روی خود ببندد نابود خواهد شد هر چند فرزند پیامبر باشد قرآن معمولا ایمان را همراه با عمل صالح بیان کرده است « الذین آمنو و عملو الصالحات » اثر بخشی عمل صالح محدود به زمان و مکان نیست و حتی نسل های بعدی از اعمال پدران صالح خود خیر و بهره می برند . قرآن هدف از کامیابی از نعمت ها را انجام عمل صالح می داند « یا أیها الرسول کلوا من الطیبات و اعملو صالحا » یعنی بهره گیری و کامیابی شما از نعمت ها باید برای انجام کار نیک و عمل صالح باشد . خداوند متعال حکومت آینده زمین را نصیب بندگان صالح خود خواهد کرد « إن الارض یرثها عبادی الصالحون » انسان بعد از اصلاح خود باید به اصلاح دیگران بپردازد و تمام توان خود را در این راه بکار گیرد . البته خداوند متعال اصلاح طلبان واقعی را از کسانی که شعار اصلاح می دهند جدا می کند و چهره مدعیان دروغین را افشا می کند « قالو انما نحن مصلحون ألا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون » آری خداوند مصلحین واقعی را می شناسد .« و الله یعلم المفسد من المصلح » خداوند به مصلحان واقعی وعده پاداش داده است « انا لا نضیع اجر المصلحین » . نکته قابل توجه آنکه هر چه میزان فساد بالا برود تلاش مصلحانه بیشتری را طلب می کند و هر چه مفسدان خطرناک تر شوند مصلحان بزرگتری می طلبد . در برابر نمرود جز ابراهیم و در برابر فرعون جز موسی و در برابر یزید جز امام حسین ( علیه السلام ) چه کسانی می توانند مقابله کنند ؟! بدیهی است برنامه اصلاحات همیشه با نامه و گفت و گو و تذکر پیش نمی رود بلکه شرایطی پیش می آید که باید به استقبال خطر رفت . امام حسین (علیه السلام) اولین مصلح اسلامی است که به استقبال سخت ترین شداید رفت و جان خود را تسلیم حق نمود و به شهادت رسید .
۱- اگر قرآن سید الکلام است امام حسین (علیه السلام) سید الشهداست . ۲- اگر در صحیفه سجادیه درباره قرآن می خوانیم : « و میزان القسط » امام حسین (علیه السلام) می فرمایند : « امرت بالقسط » ۳- اگر قرآن موعظه پروردگار است « موعظة من ربکم » امام حسین (علیه السلام) در عاشورا فرمود : عجله نکنید تا شما را به حق موعظه کنم « لا تعجلو حتی اعظکم بالحق » ۴- اگر قرآن مردم را به رشد هدایت می کند « یهدی الی الرشد » امام حسین (علیه السلام) نیز می فرماید : من شما را به دو راه رشاد دعوت می کنم « ادعوکم الی السبیل الرشاد » ۵- اگر قرآن عظیم است « والقران العظیم » امام حسین (علیه السلام) نیز سوابق عظیمی دارد . « عظیم السوابق » ۶- اگر قرآن حق و یقینی است « و انه لحق الیقین » در زیارت امام حسین (علیه السلام) نیز می خوانیم : آن قدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه یقین رسیدی « حتی أتاک الیقین » ۷- اگر قرآن مقام شفاعت دارد « نعم الشفیع القرآن » امام حسین (علیه السلام) نیز مقام شفاعت دارد . « وارزقنی شفاعة الحسین » ۸- اگر قرآن شفادهنده است « و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین » خاک قبر امام حسین (علیه السلام) نیز شفاست « طین قبر الحسین شفاء » ۹- اگر قرآن امر به معروف و نهی از منکر می کند « فالقرآن آمر و زاجر » امام حسین (علیه السلام) نیز فرمود : هدف من از رفتن به کربلا امر به معروف و نهی از منکر است « ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر » ۱۰ - اگر قرآن نور است « نورا مبینا » امام حسین (علیه السلام) نیز نور است « کنت نورا فی الاصلاب الشامخه » ۱۱- اگر قرآن عزیز است « انه لکتاب عزیز » امام حسین (علیه السلام) فرمود : هرگز زیر بار ذلت نمی روم « هیهات منا الذله » ۱۲- اگر قرآن کریم است « انه لقرآن کریم » امام حسین (علیه السلام) نیز دارای اخلاق کریم است . « وکریم الخلائق »
شهادت امام حسن مجتبی بر عموم شیعیان تسلیت باد حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ايستاده و با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد. امام حسن (ع) فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.
۱- أحب قطرات است در نزد خدای متعال ۲- یک قطره از آن اگر در جهنم بیافتد حرارتش را خاموش می کند ۳- ملائکه آن اشکها را می گیرند و در شیشه ضبط می کنند . ۴- آن اشک را تسلیم خزان بهشت می کنند پس آن را با آب حیات ممزوج می کنند در نتیجه از نظر عذوبت و گوارا بودن هزار برابر خواهد شد. ۵- از برای هر عملی ثواب محدودی است مگر اشک که اجرش را نهایتی و حصری نیست .
دنیا با ما نا مهربونه
خدا می دونه دوره آخر الزمونه خدا می دونه دیگه دنیا صفا نداره حیا نداره گناها آقا از در و دیوار داره می باره مصیبت بد تر از جدایی امکان نداره آقا کجایی ............. توی دنیایی و میون ما آدمایی ولی هیچکی خبر نداره الآن کجایی چرا نمی آیی ؟ دیگه افسانه شد ظهورت میون مردم بسه جدایی آقا کجایی چرا نمی آیی ؟ آدما همه گرفتارند هزارون مشکلات دارند توی دنیای امروزی به نگاهت نیاز دارند قرن بیست و یکم میون تموم مردم خیلی به ندرت پیدا می شه اون دلی که با تو باشه کسی که یاد تو باشه آقا بیا خودمو میگم آقا جونم که شرمسارم اگه می گم دوستت دارم دروغ می گم گناهکارم غروب جمعه ها که می شه مثل دل تو دلم می گیره دلمو درد و غم می گیره به غم اسیره یک گوشه گیره ذوالفقار حیدر کرار مادرت بین در و دیوار عمو جونت که سقا بوده عمت زینب که تنها بوده سر نیزه حسین زهرا ضیاء هر دو عین زهرا همه می گن کجایی مهدی دیگه باید بیایی مهدی آقا بیا
شب در آن ویرانسرا خورشید تافت در پی دیدار ماه خود شتافت بود سر پوشی به روی ، روی حق دوخت آن دردانه چشمی بر طبق گفت عمه گل به باغ آورده اند نیمه شب بر ما چراغ آورده اند حبس گشته در دل تنگم نفس گوئیا میمیرم امشب در قفس دستها لرزان و دیده اشک بار پرده زد از روی وجه الله کنار گفت به به عمه بابا آمده آن که تنها رفت تنها آمده تا که بر دامان خود بگذارمش یاری ام کن از طبق بردارمش ای سر امشب بر یتیمان سر زدی طایر قدسی به ویران پر زدی قول دادی بهر من آب آوری از سفر سوغاتی ناب آوری صورت از خون خضاب آورده ای پس چرا خون جای آب آورده ای ؟ |
درباره وبلاگ![]()
الهی بحق الحسین ! اشف صدر الحسین ! بظهور الحجه .....
88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 پیوندها
بیمار عشق حسین
The Best Games Online |